تبليغاتX
واره های من - دوستت ندارم!!واره

گاهی لذت داره که بدونی نگرانت می شن...گاهی تنفر انگیزه...


نمی خوام کسی نگرانم بشه...چون حس می کنم نگران کننده نیستم

دوست دارم نگرانم بشن چون دوست دارم سراغی ازم گرفته بشه....

===========

تجویز عشق مضحکه

===========

دچار رکود زیادی شدم...شاید درکش رو الان فهمیدم و خیلی وقته توی رکودم...

===========

نوشته ندارم...شاید هم از اول چیزی نداشتم.....اشتباه کردم که جدی گرفتم....

===========

خیلی بده حس کنی عزیزانت رو ناخواسته آزار می دی....

خیلی بده که تلاش کنی زشت ترین خصوصیاتت رو ترک کنی ولی تو زمانی که باید معقول ترین چهره ت رو نشون بدی همون خصوصیت گند میاد موقع حرف زدن و آبروتو می بره....

خیلی بده که حسود باشی تو دوستی....خیلی بده که محبت همه ی دوست هاتو بخوای.....و بدتر اینکه به این حسادت و تعلق افتخار کنی!!!!!!!!!!!!

خیلی بده که هنوز بلد نباشی عزیزانت رو در مواقعی که نمی خوان دردشون رو بهت بگن درک نکنی!!!!!

==========

به شدت دوستت ندارم"مرجان"....چون هر چی می گردم چیز خوبی پیدا نمی کنم تو وجودت....

کاش یه ذره شبیه اون چیزی بودم که دیگران فکر می کنن هستم...چه خوب ها چه بدها....


پ.ن1:دلتنگی واره...

پ.ن2:به شدت دچار کم محلی شدم!!!

پ.ن3:شاید سکوت کنم!



+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 2:26  توسط مرجان  |