فکر کردن به تو،زیبایم می کند

افتادم رو مود گوش دادن به ابراهیم خان حامدی(همان ا ِبی خودمان)؛
از روزگار دلم گرفته..از این تکرار دلم گرفته
****
پای همه گلدسته ها...دوباره اعدام صدا
****
باغ پیوند من و تو پر از عطر اقاقی...فصل آشنایی ما سبز خواهند ماند باقی
****
نپرس از شب و روزم که خوابم تو چه خوابی...به مستی شب و تا صبح خرابم چه خرابی
****
اون دو تا مست چشات منو خوابم می کنه...ذره ذره اون نگات داره آبم می کنه
****
وقتی میای قشنگ ترین پیرهنتو تنت کن...تاج سر سروریتو سرت کن
****
تو که دستت به نوشتن آشناست...دلت از جنس دل خسته ی ماست....دل دریا نوشتی ،همه دنیا رو نوشتی...دل مارو بنویس
سهم من از باران نصف شب وحشت رعد و برق هولناکش بود!
هرزه گی دستهایم را از یاد برده ام